آدلر و آدلري‌نگري


 

چكيده : در اين مقاله مروري پس از اشاره به نقش تجربه‌هاي دوران كودكي در شكل‌گيري نظرية آدلر، خطوط كلّي نظام وي، ترسيم شدند. در روان‌شناسي آدلري يا «روان‌شناسي فردي مقايسه‌اي»، گستره رواني فرد به منزلۀ واحدي غيرقابل تقسيم است و درك شخصيت انسان همراه با مسائل و مشكلات وي، مستلزم در نظر گرفتن يك هنجار آرماني و انتزاعي است. آدلر مفهوم جبران را در قلمرو روان‌شناسي برجسته ساخت و نظام وي بر مبناي احساس كهتري، تعارض بين موضع اجتماعي واقعي و خواسته‌هاي فرد، مفهوم ساخت خلقي و انعكاس آن بر شكل‌گيري شخصيت بنا نهاده شد. در نظام آدلر، زندگي رواني به منزلۀ حركت پيوسته‌اي است كه شكل، شيوۀ بيان و كنش آن را بايد به صورت لحظه‌هاي تبلوريافته‌اي از اين حر‌كت پيوسته، در نظر گرفت چرا كه در بطن هر حركت، معناي زندگي و سبك خاص هر فرد، نهفته است و تاريخ انسانيت به منزلۀ تاريخ احساس كهتري و جستجوي راه‌حلي براي آن است. در چنين چهارچوبي بود كه آدلر به تفسير «خيالبافيها»، «خوابديده‌ها»، «هشياري»، «ناهشياري»، «قدرت‌طلبي»، «برتري‌جويي»، «زندگي عشقي و جنسي» و بالاخره «روان‌آزردگيها» و «روان‌گسستگيها»، پرداخت.


واژه‌هاي كليدي: روان‌شناسي فردي، شكل‌گيري شخصيت، روان‌آزردگي، روان‌گسستگي، كهتري.

 
   
   
   
   
   
   
   
 
سازمان | اخبار | کتابها | امور پژوهشی | مديريت تدوين | مرکز تحقيق | طرح مشارکت
 
 Copyright ©2002-2007 samt.ac.ir